بردم

بردم به عنوان یکی از عبارات ساده و در عین حال پرکاربرد در زبان فارسی، می‌تواند معانی و مفاهیم مختلفی را در خود جای دهد. این واژه به طور کلی به معنای انتقال یا جابجایی چیزی از یک مکان به مکان دیگر است. به عنوان مثال، زمانی که فردی می‌گوید کتاب را بردم، نشان‌دهنده این است که آن شخص اقدام به جابجایی کتاب از یک نقطه به نقطه دیگر نموده است. این عبارت در مکالمات روزمره به وفور استفاده می‌شود و نشان‌دهنده عمل یا فعالیتی است که بر پایه حرکت و تغییر مکان استوار است. به‌علاوه، بردم می‌تواند در زمینه‌های مختلفی به کار رود، از جمله در توصیف احساسات یا تجربه‌های شخصی. به عنوان مثال، هنگامی که کسی با احساس خوشحالی از یک سفر یا تجربه جدید صحبت می‌کند، ممکن است بگوید: تجربه‌ای که از این سفر بردم بسیار ارزشمند بود. بنابراین، این جمله به سادگی می‌تواند ابعاد مختلفی از زندگی انسان‌ها را بازتاب دهد و ارتباطات میان آن‌ها را تسهیل نماید.

لغت نامه دهخدا

بردم. [ ب َ دَ ] ( ق مرکب ) این لحظه و این ساعت و الان. ( ناظم الاطباء ). دردم. درساعت. فوراً.
بردم. [ ب َ دَ ] ( اِخ ) هروم. نام اول شهر بردع بوده است پیش از زمان اسکندر و اسکندر آنرا بردع نام نهاد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به بردعة شود.

فرهنگ فارسی

هروم نام اول شهر بردع بوده است پیش از زمان اسکندر و اسکندر آنرا بردع نام نهاد.

جملاتی از کلمه بردم

چندان که طلب کردم بسیار نظر بردم یک سرو نمی بینم کز قد تو بگزینم