لغت نامه دهخدا
بازگشا. [ گ ُ ] ( اِ مرکب ) قوت ممیزه انسانی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بازگشا. [ گ ُ ] ( اِ مرکب ) قوت ممیزه انسانی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قوت ممیزه انسانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رغم سپید ماخ را رقص درآر شاخ را و آن کرم فراخ را بازگشای تو به تو
💡 بحر کمینه شربتم کوه کمینه لقمهام من چه نهنگم ای خدا بازگشا مرا رهی
💡 هر که بگویدت که گل خنده چگونه می زند غنچه شکرین خود بازگشا که همچنین
💡 شاد شود دل و جگر چون بگشایی آن کمر بازگشا تو خوش قبا آن کمر از میان تو
💡 سر ابروی تو گردم، گرهش بازگشای که کمانت نه به اندازه بازوی کسی ست
💡 دهان لاله رخانم به خنده بازگشای از ابر جود در آنم یکی یم مقلوب