لغت نامه دهخدا
لزیز. [ ل َ ] ( ع اِ ) استخوان سینه که فراهم آمدن جای گوشت است. ج، لزائز. ( منتهی الارب ). مجتمع اللحم فوق الزَور. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) لزیز شرّ؛ ملازم بدی. ( منتهی الارب ).
لزیز. [ ل َ ] ( ع اِ ) استخوان سینه که فراهم آمدن جای گوشت است. ج، لزائز. ( منتهی الارب ). مجتمع اللحم فوق الزَور. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) لزیز شرّ؛ ملازم بدی. ( منتهی الارب ).
استخوان سینه که فراهم آمدن جای گوشت است. جمع: لزائز.