گواه گرفتن

لغت نامه دهخدا

گواه گرفتن. [ گ ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) شاهد وبیّنه آوردن و گرفتن. ( ناظم الاطباء ). دلیل آوردن. گواه کردن. گواه آوردن: گواه می گیرم خداوندتعالی را بر نفس خود به آنچه نبشتم و گفتم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319 ). بوسهل و بونصر آن سوگندنامه پیش داشتند خواجه آن را به زبان براند و پس بر آن خط خویش نبشت و بوسهل را گواه گرفت. ( ایضاً تاریخ بیهقی ص 149 ). و خط خویش زیر آن نویسد و گواه گیرد که بر آن حکم کار کند. ( ایضاً تاریخ بیهقی ص 148 ). گفت [ پیرزن صاحب زمین ] چنانکه مسجد را می باید خط بر باید کشید تا من بر وقف نامه گواه گیرم و درخت بسیار است دراین باغ بباید برید و سقف مسجد را از آن ترتیب بایدکرد. ( تاریخ بیهق ). || مناجات کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به گواه کردن و گواه آوردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - شاهد قرار دادن کسی را گواه کردن:... و پس بر آن خط خویش نبشت و بوسهل را گواه گرفت. ۲ - دلیل آوردن بینه آوردن.

جمله سازی با گواه گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 10- گواه گرفتن در جامعه، نزاع را خاتمه مى دهد، ولى حساب قيامت همچنان پابرجاست. (وكفى باللّه حسيباً)

💡 ابا ز بردن دل می‌کنی در این نوبت ز غمزه تو گرفتن گواه بابت کیست

💡 حوزهٔ ادبیات تاتی با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، سدهٔ هشتم هجری قمری می‌باشد که بر جای مانده است و دارای سابقهٔ طولانی است. اما تاریخ آغاز جدید آن در ایران به پس از دورهٔ مشروطه، و در قفقاز به پس از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ روسیه می‌رسد که اشعار و نمایشنامه‌های م. بخشی اف (متولد ۱۹۱۰) و اشعار و داستان‌های ده آنتی لوف (متولد ۱۹۱۳) گواه این موضوع است.

اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز