گنج اگن

لغت نامه دهخدا

( گنج آگن ) گنج آگن. [ گ َ گ َ ] ( نف مرکب ) اندوزنده گنج. ( ناظم الاطباء ). آن که گنج را بیاگند و بیندوزد. گنج آگننده:
سپهدار و گنج آگن و غم گسل
کدیور به طبع و سپاهی به دل.اسدی ( گرشاسبنامه ).ای بسا گنج آگنان کنج کاو
کآن خیال اندیش را شد ریش گاو.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 13 ).و رجوع به گنج شود.

فرهنگ عمید

( گنج آگن ) آن که گنج بر روی گنج گذارد.

فرهنگ فارسی

( گنج آگن ) ( صفت ) ۱ - آنکه گنج بیاگندگنج اندوز: سپهدار و گنج آگن و غم گسل کدیور بطبع و سپاهی بدل. ای بسا گنج آگنان گنج کاو کان خیال اندیش را شد ریش گاو. ( مثنوی )
اندوزنده گنج. آنکه گنج را بیاگند و بیاندوزند.

جمله سازی با گنج اگن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بسا گنج آگنان کنج‌کاو کان خیال‌اندیش را شد ریش گاو

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز