لغت نامه دهخدا
گلاب گرفتن. [ گ ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گرفتن گلاب از گل. گلاب کشیدن. و رجوع به گلاب کشیدن شود.
گلاب گرفتن. [ گ ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گرفتن گلاب از گل. گلاب کشیدن. و رجوع به گلاب کشیدن شود.
( مصدر ) استخراج گلاب از گل گلاب کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمدحسنخان در ادامه در گلونآباد کریمخان را شکست داد اما با شنیدن حملهٔ آزادخان مجبور به عقبنشینی شد. او در چند نبرد، آزادخان را شکست داد و او را مجبور به فرار به قلمروی عثمانی کرد. سپس پسرش آقامحمدخان را به عنوان نایب خود در تبریز گماشت. این زمان اوج قدرت محمدحسنخان بود، زمانی که از تبریز تا یزد به نام او سکه میزدند اما بخت محمدحسنخان به سرعت تیره شد. او در اواخر ۱۷۵۷ م. از اصفهان به سمت شیراز به راه افتاد و کریمخان را در آن شهر محاصره کرد. در طول چند ماه، سپاهش به مضیقه افتاد و مجبور به عقبنشینی شد. کریمخان یکی از سرداران کارآمد خود، شیخعلیخان را به تعقیب او فرستاد. محمدحسنخان برای پناه گرفتن در استرآباد به سوی مازندران میرفت اما اعمال پیروان خودش، از جمله محمدحسینخان دولو، مجبورش کرد که در شرایط نامساعدی با سپاه زند روبرو شود. اگرچه، محمدحسنخان در نبرد از خود شجاعت نشان داد اما در زمان فرار توسط محمدخان سوادکوهی در فوریه ۱۷۵۸ م. کشته شد. سر بریدهٔ او را نزد شیخعلیخان زند فرستادند و او نیز برای کریمخان فرستاد. کریمخان دستور داد سر محمدحسنخان را با گلاب بشویند و در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپارند.