گاری چی

لغت نامه دهخدا

گاری چی. ( ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که گاری میراند. دارنده گاری. آنکه با گاری اشیاء را حمل کند.، گاریچی. ( اِخ ) دهی است از دهستان ستخواست بخش اسفراین شهرستان بجنورد، واقع در 50 هزارگزی باختر اسفراین. جلگه، معتدل، دارای 4 تن سکنه. زبان کردی. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت است، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ عمید

رانندۀ گاری

فرهنگ فارسی

کسی که گاری را میراند آنکه بوسیل. گاری اشیائ را حمل کند.
دهی از شهرستان بجنورد

جمله سازی با گاری چی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر خائنی، مُدْبِری، ناکسی لئیمی، بدآموز گاری، خَسی

💡 «مادر من در ماجرای نسل‌کشی ارمنی‌ها در یک گاری مخفی و به ایران آورده شده بود. در چنین شرایطی پدربزرگم به ایران می‌آید و پزشک آیت‌الله بروجردی می‌شود. به رغم تفاوت دین، این احساس امنیت را داشته‌اند. پدرم هم در شرایطی که عموهایش را در زندان‌های شوروی کشته بودند فرار می‌کند و به ایران می‌آید. به بروجرد می‌رود و عاشق مادرم می‌شود.»

💡 و گفت: علامت فقر خوف فقر است. و گفت بلندترین پرهیز گاری تواضع است.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز