لغت نامه دهخدا
کهنه حصار. [ ک ُ ن ِ ح ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دربند پایین است که در بخش سربند شهرستان اراک واقع است و 450 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کهنه حصار. [ ک ُ ن ِ ح ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دربند پایین است که در بخش سربند شهرستان اراک واقع است و 450 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کهنه حصار (شازند). کهنه حصار روستایی در دهستان هندودر بخش سربند شهرستان شازند استان مرکزی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۳۰۳ نفر ( ۸۵خانوار ) بوده است.
💡 پیش باد سرد از هم بگسلد پیوند کوه خیمۀ کرباس کهنه کی تواند شد حصار ؟
💡 همزمان با احداث حمام کهنه، نهال درختان باغ مصفایی مشهور به باغ خان کاشته شدهاست. این باغ با وسعت حدود ۱۲ هکتار درقسمت شمال خرامه خارج از حصار قدیمی واقع گردیدهاست. درابتدا انواع درختان، گل و سرو و توت و غیره در آن وجود داشتهاست اما امروزه تنها فقط قطار سروهای آن به جای مانده که بیش از یک سوم این سروهای بلند در حال خشک شدن است.
💡 چون دانه خُردناشده زین کهنه آسیا بیرون نمینهیم قدم از حصار خویش
💡 یا شهر باستانی خبوشان که در کتابهای فراوان تاریخی به آن اشاره شده در ۱۲ کیلومتری شهر فاروج فعلی قرار دارد؛ شهری قدیمی که شامل بخشهای خبوشان فعلی، تپه قز بی بی، تپه کهنه حصار، تپه امام زاده عبدالله، حصار اندف، گوهر قلعه، گبه قلعه و ویران شهر بوده است و خواجهها که در قرون وسطی آنها را خوجان میگفتند خبوشان را در دفاتر و دیوان استو نوشتهاند و اعراب هم به خبوشان استو گفتهاند.
💡 حصار این بلد کهنه کن به آب و گلی که سیل حادثه هرگز نسازدش ویران