کنار شبی

لغت نامه دهخدا

کنارشبی. [ ک َ / ک ِ ش َ ] ( اِ مرکب ) طلوع صبحی. کوکبی که دیده شود به صبح. ( مفاتیح از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و این چیز است علویان را خاصه زیرا که بوقت فروشدن آفتاب همی برآیند اندر آن حال و اما پارسیان را کنارشبی خواندندی ولیکن این نام بر حالی فکندندی که هم علویان را بود و هم سفلیان را و آن تغریب است که او را هم کنارشبی خواندندی. و مغرب با وی یاد کردندی تا فرق بوده میان او و آن. ( التفهیم ص 463 ).

فرهنگ فارسی

تشریق. طلوع صبحی. کوکبی که دیده شود به صبح

جمله سازی با کنار شبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آن مراد شبی در کنار ما باشد زهی سعادت و دولت که یار ما باشد

💡 بسر تو که گر فرو گیرم یک شبی چون خطت کنار لبت

💡 شبی که جام می وصل درمیان آید چو شیشه هر نفس آن شوخ در کنار خوش است

💡 چرخ با قد نگون سالی کشد دامن به خون تا شبی آرد چنین فرخنده ماهی در کنار

💡 دولت دنیی و عقبی وصل یار است ای دریغ بختم این دولت شبی گر در کنار انداختی

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز