کمین داشتن

لغت نامه دهخدا

کمین داشتن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمین کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کمین کردن.

جمله سازی با کمین داشتن

💡 کمینگاه معمولاً به گونه‌ای انتخاب می‌شود که بهترین استتار و اختفا را دارا باشد، دارای میدان دید و تیر مناسب باشد، و موضعی باشد که در مورد آن نتوان ضد کمین اجرا کرد. داشتن راه فرار امن و مخفی، و دور بودن از پایگاه دشمن، از دیگر ویژگی‌های یک کمینگاه خوب است. کوه‌ها، تنگه‌ها، گردنه‌ها، شیارهای کم‌عمق جنگلی، درختان بلند، و زمین‌های پر از برگ از کمینگاه‌های مناسب هستند.

💡 هپتالیان با زیرنظر داشتن راه پیشروی پیروز یکم، برای او کمین کردند. در نبرد متعاقب، پیروز یکم از سوی یک لشکر هپتالی در نزدیکی هرات شکست خورد و کشته شد.