کله ماهی خور. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) گیلک. یک تن از مردم گیلان. لقبی است که به مردم گیلان دهند. نبزی است مردم گیلان را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). - امثال: کله ماهی خور، کله ماهی خور است. ( امثال و حکم، ج 3ص 1232 ). || یهودی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
گیلک. یک تن از مردم گیلان. لقبی است که به مردم گیلان دهند.
جمله سازی با کله ماهی خور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بعضی از مناطق ژاپن رسمی به نام یای گاکاشی وجود دارد که کلهٔ ماهی ساردین را در سر شاخههای درخت راج قرار میدهند و سپس آن را نزدیک در ورودی خانه میگذارند و اعتقاد دارند که با این عمل جلو ورود شیطان به منازل گرفته میشود. چون برگهای درخت راج تیز و سوزنی است و در چشمهای شیطان فرومیرود و کله ماهی ساردین نیز بوی بدی دارد و شیطان از آن متنفر است و در نتیجه به آن منزل نزدیک نمیشود.
💡 این تفسیر رفتار قومی بر اساس اقلیم تنها بخشی از نظام وسیعتر نمودهای جهان انسانی و ویژگیهای آن است، نظامی که حول دو رده منظم سیر میکند سرد و گرم، در کنار دو رده کوچکتر خشک و مرطوب. این نظام سلسله مراتبی برای طبقهبندی اقلیمها، غذاها، امراض، فصول و بخشهای زندگی و مردم بکار میرود. بنا بر اصول به ارث رسیده از بقراط و جالینوس در خصوص مشربهای بدن (بنا به طبقهبندی غذایی در ایران گیلانیان در تضاد با عراقیان خورندگان غذای سرداند. آنها برنج، تخم مرغ، ماهی، سبزیجات و میوه تازه را به وفور میخورند و غذایای ترش و همه غذاهایی که سرد دانسته میشوند را دوست دارند). اسامی مستعار کله ماهی خور و کمر سست نتیجتاً تعابیری تمسخرآمیز مبتنی بر مغایرت نیستند ولی بخشی از نظام نمود هستند که در آن گونههای غذایی و مشربها بدان پاسخ میدهند و با ان متناظر هستند.