کلمات فارسی قران

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کلمات فارسی قرآن. کلمات فارسی قرآن، کلماتی از قرآن، به لغت فارسی را می گویند.
زبان فارسی، زبان آریایی و به عقیده زبان شناسان از خانواده زبان های هندی اروپایی است.
در قرآن
از مجموعه کلمات قرآن که به زبان فارسی منسوب است و شاید بعضی از این کلمات در زبان های دیگر نیز رایج بوده است، می توان کلمات ذیل را برشمرد:۱. استبرق: دیبای حریر: (ویلبسون ثیابا خضرا من سندس واستبرق). ۲. سجیل: سنگ و گل: (وامطرنا علیها حجارة من سجیل منضود)؛ ۳. کورت: غورت، غروب کرد: (اذا الشمس کورت)؛۴. مقالید: کلیدها: (له مقالید السماوات والارض) ۵. اباریق: کوزه ها: (باکواب واباریق وکاس من معین)؛۶. بیع: کلیساها: (ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبیع وصلوات…)؛۷. تنور: تنور: (فاذا جاء امرنا وفار التنور)؛۸. جهنم: دوزخ (در قرآن کریم ۷۷ مرتبه تکرار شده است)؛۹. دینار: پول زر: (ومنهم من ان تامنه بدینار لا یؤده الیک)؛۱۰. رس: هر چیز کنده شده مانند چاه و گور: (وعادا وثمود واصحاب الرس)؛۱۱. روم: نام کشور یا سرزمینی که رومیان بر آن حکومت می کردند: (غلبت الروم فی ادنی الارض)؛۱۲. زنجبیل: گیاهی خوشبو: (ویسقون فیها کاسا کان مزاجها زنجبیلا)؛۱۳. سجین: سنگ و گل: (کلا ان کتاب الفجار لفی سجین)؛۱۴. سقر: دوزخ: (یوم یسحبون فی النار علی وجوههم ذوقوا مس سقر)؛۱۵. سلسبیل: نرم و روان و آب گوارا: (عینا فیها تسمی سلسبیلا)؛۱۶. سندس: ابریشم، دیبا: (ویلبسون ثیابا خضرا من سندس واستبرق)؛۱۷. قرطاس: کاغذ: (ولو نزلنا علیک کتابا فی قرطاس)؛۱۸. اقفال: جمع قفل: (افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها)؛۱۹. کافور: گیاهی خوشبو: (ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا)؛۲۰. کنز: گنج: (لولا انزل علیه کنز او جاء معه ملک)؛۲۱. مجوس: گبرها: (ان الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس)؛۲۲. یاقوت: معرب یاکند و نوعی سنگ قیمتی: (کانهن الیاقوت والمرجان)؛۲۳. مرجان: (یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان)؛۲۴. مسک: مشک: (ختامه مسک)؛۲۵. وردة: گلگون: (فاذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان)؛۲۶. هود: قوم یهود: (وقالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصاری)؛۲۷. یهود: (وقالت الیهود…). نویسنده کتاب القرائات القرآنیه کلمات ذیل را بی هیچ اختلافی فارسی می داند:دین؛ جهنم؛ دینار؛ کنز؛ تنور؛ سجیل؛ سرادق ( دهلیز )؛ سندس؛ بیع؛ مقالید؛ برزخ؛ یاقوت؛ اباریق؛ زنجبیل؛ کورت؛ مسک.و اما کلمات ذیل را جزو آن دسته کلمات فارسی می داند که دیدگاه های ضعیفی در مخالفت با آن نقل شده است:استبرق؛ سجیل (گل)؛ اقفال؛ کافور.

جمله سازی با کلمات فارسی قران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کتاب اول کلمات فارسی را مانند عربی به سه قسمت (اسم و فعل و حرف) تقسیم کرده‌است.

💡 پازند کلمه‌ای مشتق از پا + زند است که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و عبارت است از پهلوی روان‌شده بدون لغات هُزوارِش، یعنی به‌جای مفهوم‌نگاشت آرامی، خود کلمات فارسی معادل آن‌ها را نوشته‌اند. پازند معمولاً به خط سادهٔ اوستایی که به آن «دین دبیره» گفته می‌شود، نوشته می‌شود و در بعضی موارد به خط فارسی نیز نوشته شده‌است.

💡 از این پسوند در معادل‌سازی برای کلمات فارسی که دارای پیشوند «با» یا پسوند «دار» و پسوند-ی (یای نسبت) می‌باشند و برای کلمات عربی دارای پیشوند «ذو-ذی» و همچنین برای برخی از کلمات عربی که به صورت اسم فاعل می‌باشند، استفاده می‌شود:

💡 ۴- دال در بسیاری از کلمات فارسی قدیم ذال بوده و مثل ذال تلفظ می‌شده و به مرور زمان تلفظش تبدیل شده و دال شده (جهانگیر، ۱۳۸۵:۱۵)

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز