کرشمه ریزی

لغت نامه دهخدا

کرشمه ریزی. [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) عمل کرشمه ریز. کرشمه بازی. ( فرهنگ فارسی معین ):
کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها
کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد.محمد عرفی ( از آنندراج ).رجوع به کرشمه بازی شود.

فرهنگ فارسی

کرشمه بازی: [ کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد ? ] ( عرفی )

جمله سازی با کرشمه ریزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک کرشمه که بر گلبن خزان ریزی بهار را به در بوستان بگردانی

💡 مکن کرشمه که کار مرا نگاه تو ساخت به جام باده چه ریزی دگر، که من مستم

💡 گر خون عاشقان را ریزی به یک کرشمه از ما گناه باشد گفتن که در گناهی

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز