لغت نامه دهخدا
کرایه ای. [ ک ِ ی َ/ ی ِ ] ( ص نسبی ) اجاره ای. بمزد. ( یادداشت مؤلف ).
کرایه ای. [ ک ِ ی َ/ ی ِ ] ( ص نسبی ) اجاره ای. بمزد. ( یادداشت مؤلف ).
کرایه یی اجاره ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فکر میکنند به معنای احتکار مال بقیه مردم و ندادن سود طلب مالک بر اساس شریعت است.» از آنجا که در همه بخشهای گیلان از زمینداران سرپیچی میشد، آنان تلگرامی به مجلس در تهران فرستادند که در آن از این که «دهقانان فکر میکنند مشروطیت یعنی آزاد بودن و کرایه ندادن.» مجلس نهایتاً تیول را لغو کرد یا به اصطلاح خود برگرداند.
💡 مردم اسلامشهر نسبت به گرانیها، بخصوص گرانی کرایه تاکسی معترض بودند. مردم معترض مسیر جاده ساوه به چهاردانگه را مسدود کردند. پس از دو روز تقابل مردم و نیروی انتظامی، سرانجام لشکر ثارالله سپاه و پلیس ضد شورش به سرکوب این اعتراض پرداختند.
💡 این اصطلاح در آغاز به سفر از طریق راه آهن در شهرستانهای آمریکا مانند نیویورک، فیلادلفیا، بوستون و شیکاگو در دهه ۱۸۴۰ میلادی گفته میشد. پس آن راه آهن حومه به مسافران یک تخفیف کرایه ارائه کرد. بلیط تخفیف معمولاً اجازه میداد که مسافران سفر خود را در مسیرهایی که اغلب از آن استفاده میکردند تکرار کنند.
💡 در حالی که اکنون بسیاری از بوشونها بیشتربه سمت بازار توریستی گرایش دارند، با افزایش قیمتها و در نتیجه کرایههای سنتی کمتر، یک وعده غذایی معمولی در یک بوچون واقعی تا تاریخ ۲۰۰۶[بروزرسانی] حدود ۱۲–۱۵ یورو هزینه دارد.