کار پیش بردن
مترادفها
پیشبرد، جلو بردن
متضادها
کار عقب انداختن، کندکاری
لغت نامه دهخدا
کار پیش بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) مؤلف آنندراج آن را بمعنی کار پیش رفتن گرفته ولی کار پیش بردن متعدی است و این معنی لازم. کار را روبراه کردن. کار پیش افکندن.
فرهنگ فارسی
کار را روبراه کردن
جمله سازی با کار پیش بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خواجهاش میداشتی در کار پیش بهترش دیدی ز فرزندان خویش
💡 ازیرا کزان کار پیشین هنوز بگریم به سوگ و بنالم به سوز
💡 که ز دست من برون رفتست کار پیش من چندین میا چندین مزار
💡 به ایران و توران ترا یار نیست چنین کار پیش تو دشوار نیست
💡 کنون آمد ای سرکشان کار پیش نمایید هر یک دلیری ز خویش
💡 مدیر پروژه تاکید کرد که برای کار پیش بردن صحیح و به موقع، همه اعضای تیم باید با دقت بالا و هماهنگی کامل با یکدیگر همکاری کنند.
💡 با وجود تمام موانع و مشکلات اقتصادی که پیش رو بود، تیم تحقیق و توسعه همچنان برای کار پیش بردن پروژههای جدید با تمام توان تلاش میکردند.
💡 استفاده از تکنولوژیهای نوین و ابزارهای دیجیتال میتواند به شدت به کار پیش بردن امور اداری و کاهش زمان پاسخگویی به مشتریان در سازمانهای بزرگ کمک کند.