کار پیش رفتن

لغت نامه دهخدا

کار پیش رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیشرفت کردن امر. جلو رفتن کار:
گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
چارترکت باید اول تا رود کار تو پیش
ترک اول ترک مال و ترک ثانی ترک جاه
ترک ثالث ترک راحت ترک رابع ترک خویش.خواجه سلمان ( از آنندراج ).زاهد نخوری نقل فریبی بتو گفتم
کاری نرود پیش اگر توبه ز می هست.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پیشرفت کردن امر جلو رفتن کار

جمله سازی با کار پیش رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که ما را یکی کار پیش است سخت بگوییم با شاه پیروزبخت

💡 من آیم به فرمان این کار پیش ز بهر تو دارم تن و جان خویش

💡 یکی کار پیش است با درد و رنج به آغاز رنج و به فرجام گنج

💡 به اندیشه در کار پیشی کنیم بسازیم با شاه وخویشی کنیم

💡 کاش این فکر پیش ازین کردی غم این کار پیش ازاین خوردی

💡 که آید ز گردان بدین کار پیش به سیری نیامد کس از جان خویش

اوچ یعنی چه؟
اوچ یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز