لغت نامه دهخدا
چین گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) چین برداشتن. و شکن یافتن:
دم خون چو رود مهین هین گرفت
ز غم چهره شاه چین چین گرفت.اسدی.
چین گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) چین برداشتن. و شکن یافتن:
دم خون چو رود مهین هین گرفت
ز غم چهره شاه چین چین گرفت.اسدی.
چین برداشتن. و شکن یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیرآهن I شکل که ضخامت بال آنها با فاصله گرفتن از جان تیرآهن کاهش مییابد که این استاندارد کارخانجات روسیه و چین میباشد.
💡 از مارس ۱۹۷۹ شهروندان مالدیو نیازی به گرفتن ویزای ۹۰ روزه ندارند مگر این که از مرز زمینی سرزمین اصلی چین وارد شده باشند.