چم دیوان
لغت نامه دهخدا
چم دیوان. [ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ویسیان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد که در 33 هزارگزی باختر ماسور، کنار باختری راه شوسه خرم آباد به اندیمشک واقع است. جلگه و معتدل است و 200 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه خرم آباد. محصولش غلات، حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش اتومبیل رو است. ساکنان این آبادی از طایفه ٔویس گرم میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان ویسیان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد
جمله سازی با چم دیوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا ای بنده گمره به ره باز آی و طاعت کن مکن چندین گنه تا کی سیه داری دل و دیوان
💡 بسیاری از آتشکدهها و مغان از سوی دولت برقرار شدند. اهورامزدا و ایزدان از این رهگذر بهرهای بزرگ یافتند و اهریمن و دیوان سخت آلوده و ننگین شدند.
💡 کس نباشد زین سپس از جور دیوان در شکنج کس نماند بعد ازین از عدل سلطان بی نصیب
💡 هست (دو) آنجا میم دو جوان نیست جز ایران دیوان (دو) به یکی
💡 در مرزباننامه، دیو گاوپای در پاسخ دادن به پرسشها و معماهای دانای دینی شکست میخورد و از اینرو همه دیوان، رویهٔ گیتی را فرومیگذارند و به زیرزمین و غارها میپناهند و دیگر با آدمیزاده درنمیآمیزند.
💡 زیر وزبر فارس گر شود عجبی نیست از ستم بی شمار صاحب دیوان