چرب کار

لغت نامه دهخدا

چرب کار. [ چ َ ] ( ص مرکب ) آنکه غذای چرب پزد چون دیزی پز و کله پز و مانند اینها: جمله خلایق را بشمشیر برد از اسفاهی و حواشی و هر حلواگر و چربکار و نانوا و قصاب و خوردنین پز که در شهرها و قصبه ها بود آنجا فرودآورد. ( تاریخ طبرستان ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که غذای چرب، مانند آبگوشت، کباب و مانند آن ها بپزد.
۲. صنف کله پز و دیزی پز.

فرهنگ فارسی

آنکه غذای چرب پزد چون دیزی پز و کله پز و مانند اینها.

جمله سازی با چرب کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برو ناصح به کار غیر کن این چرب‌نرمی را که داغ شوخ چشم ما به خود مرهم نمی‌گیرد

💡 همچون روغن دانه سویا، روغن پنبه دانه را هم اغلب به‌طور جزئی یا کلی هیدروژنه می‌کنند. مشکلی که در زمینه هیدروژنه نمودن چربی ترانس وجود دارد این است که این گونه روغن‌ها بسیار برای سلامتی مضرند. روغن پنبه دانه اولین روغنی بود که آن را هیدروژنه نمودند و البته در آن زمان برای مصارف خوراکی به کار نمی‌رفت، بلکه در تولید شمع از این روغن استفاده می‌کردند.

💡 جز آن گاهی که کار ویس و رامین بیامیزد به هم چون چرب و شیرین

💡 برش و کنترل خونریزی به ترتیب در پوست، زیر جلد و چربی زیر آن، فاسیا و صفاق صورت می‌گیرد. برای این کار از چاقوِ‌ی جراحی، قیچی متزنبام و الکتروکوتر می‌توان بهره برد.

💡 پوست باید به خوبی دباغی شده باشد، یعنی ضخامت تمام نقاط آن یکسان باشد. برای دباغی پوست نباید از موادی همانند آهک که در صنایع چرم سازی به کار می‌رود، استفاده شود. بلکه باید در آب خوابانده شود و به مرور زمان موها را از پوست جدا نمود. آهک و مواد شیمیایی که در چرم سازی به کار می‌رود، چربی پوست را از بین می‌برند و در صدای آن تأثیر بدی می‌گذارند.