پیمان گرفتن

لغت نامه دهخدا

پیمان گرفتن. [ پ َ / پ ِگ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) اخذ میثاق. عهد گرفتن. پیمان بستن: بگیر از نفس خود پیمان به آن قسمی که فرستاده شده است بسوی تو. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ). یا واگذارم چیزی را از آنها که پیمان گرفته ام...ایمان نیاورده ام بقرآن بزرگ. ( تاریخ بیهقی ص 318 ).
کآنی که با خرنده این گوهر
عهدی عظیم گیرد و پیمانی.ناصرخسرو.برسم کیان نیز پیمان گرفت
وفا در دل و مهر در جان گرفت.نظامی.و رجوع به مجموعه مترادفات ص 252 شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عهد گرفتن میثاق گرفتن پیمان بستن: آنجا عهد کنیم و پیمان گیریم. برسم کیان نیز پیمان گرفت وفا در دل و مهر در جان گرفت. ( نظامی )

جمله سازی با پیمان گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به طور رسمی، این قلمرو از دهه ۱۵۲۰میلادی به خانات کریمه تعلق داشت. این سرزمین در نتیجه پیمان آندروسوف در سال ۱۶۶۷میلادی ظاهر شد، که هتمانات قزاق را بدون در نظر گرفتن جمعیت محلی بین سلطنت لهستان و مسکو تقسیم کرد. از سال ۱۶۶۹میلادی مقامات امپراتوری عثمانی به ایالت قزاق در غرب دنیپر پرداختند و آن را به عنوان یک سنجاق جداگانه تعیین کردند که رئیس آن هتمن پترو دوروشنکو بود.

💡 او با نام شی گولان متولد شد و نام مستعار شی جیانچیائو را برای خود انتخاب کرد. جیانچیائو از دو بخش تشکیل شده که معنای «شمشیر» و «بالا بردن» می‌دهند. نامی که از عهد و پیمان این زن برای گرفتن انتقام مرگ پدرش خبر می‌دهد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز