پیاز حلقه

لغت نامه دهخدا

پیازحلقه. [ ح َ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) طباخان ولایت ( ایران ) پیاز را حلقه حلقه کرده می پزند. وحید در صفت طباخ:
دارم چشمی به روی جانان
چون چشم پیازحلقه حیران.( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) طعامی که از حلقه حلقه کردن پیاز درست میکنند: دارم چشمی بروی حانان چون چشم پیاز حلقه حیران. ( وحید در صفت طباخ آنند. لغ. )

جمله سازی با پیاز حلقه

💡 سبزی‌های ساطوری شده را با پیاز سرخ کرده و بعد بادمجان‌ها را به آن می‌افزاییم، مرغ تفت داده شده در ظرفی جداگانه را به سبزیجات می‌افزاییم، و پس از اضافه کردن رب انار و آلوچه، ۲ لیوان آب اضافه می‌کنیم تا جا بیفتد. این غذا حتماً با برنج سرو می‌شود و برای تزیین این خورش محلی، گوجه‌ها را حلقه ای سرخ کرده و بر روی خورش قرار می‌دهیم.

💡 دارم چشمی به روی جانان چون چشم پیاز حلقه، حیران

💡 دست چون سوی سفره کرد دراز حلقه در گوش نان کند ز پیاز

💡 پیاز به سادگی تکثیر حمل و نقل و انبار می‌شود. مصری‌هایِ باستان آن را پرستش می‌کردند و باور داشتند شکل کروی و حلقه‌هایِ متحدالمرکز نمادِ زندگی جاودانی‌ست. براساس نشانه‌هایی که از پیاز در مقبرهٔ رامسس چهارم پیدا شده، پیاز حتی در تدفین مصری‌ها نیز استفاده می‌شده‌است.

💡 پیش آن بازوی کمندانداز حلقه سازد کمند خویش، پیاز

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز