لغت نامه دهخدا
پلوپزخانه. [ پ ُ ل َ / لُو پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن پلو پزند. پلوپزی.
پلوپزخانه. [ پ ُ ل َ / لُو پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن پلو پزند. پلوپزی.
( اسم ) محلی که آنجا پلو پزند پلوپزی.
💡 رسول و پدرش ابوالقاسم و چند روستایی به کمک یک واسطه در کوره پزخانهای به عنوان کارگر اجیر میشوند. رسول علیرغم شرایط طاقت فرسای کار در مدرسهای در جوار کوره پز خانه درس میخواند. آموزگار به او و دانش آموزان دیگر درس مبارزه میدهد. دوست رسول که طاقت از دست داده میخواهد از محیط کار بگریزد. پدرش به قصد تنبیه او را دنبال میکند و پسر در حین فرار از تپهای سقوط میکند و کشته میشود. رسول تحت تأثیر صحبتهای آموزگار و اقرار دوستش از کوره پز خانه میگریزد