لغت نامه دهخدا
پشم چین. [ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه بیرین کند. آنکه پشم اغنام و جز آن بُرَد. || ( اِ مرکب ) افزاری که بدان پشم تن حیوانات ببرند.
پشم چین. [ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه بیرین کند. آنکه پشم اغنام و جز آن بُرَد. || ( اِ مرکب ) افزاری که بدان پشم تن حیوانات ببرند.
( صفت ) ۱- ابزاری که بدان پشم تن حیوانات ببرند. ۲- آنکه پشم تن حیوانات ببرد پشم چیننده.
💡 چینگهای و تبت همچنان دورافتاده و کمجمعیت هستند. دولت چین مهاجرت کشاورزان از مناطق پرجمعیت شرقی به این مناطق را تشویق کرده است. دامداری، تولید پشم و صنایع دستی از جمله فعالیتهای اقتصادی این منطقه هستند، همچنین طلا و فیروزه نیز از منابع طبیعی این منطقه بهشمار میروند.
💡 به هر حال، استرالیاییها معتقدند این روز تنها مختص به ایالت نیو ساوث ولز نیست، بلکه برای تمام ایالتهای استرالیا، این روز نشان تأسیس و تولد این کشور میباشد. در این روز در سراسر کشور جشنهایی با مراسمی باشکوه برگزار میشود. برخی از این مراسم عبارتند از، بالا بردن پرچم، مسابقات مختلف ورزشی، مسابقات قایقرانی، مراسم آتش بازی، مسابقهٔ پشم چینی و چوب بری، جشنوارههای مربوط به افراد بومی و کنسرتهای مختلف.