پس پشت انداخته

مترادف‌ها

پشت سر گذاشته، رها شده

متضادها

پیش رو گذاشته

لغت نامه دهخدا

پس پشت انداخته. [ پ َ س ِ پ ُ اَ ت َ ] ( ن مف مرکب ) رجوع به پس پشت افکنده شود.

جمله سازی با پس پشت انداخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس پشت کردی جحیم و صراط چو از هستی خویش کردی عبور

💡 نبینی مرا جز به روز نبرد درفشی پس پشت من لاژورد

💡 سپاهی کشیدند بر چار میل پس پشت گردان و در پیش پیل

💡 او تصمیم گرفت تمام اختلافات قدیمی را پس پشت انداخته و با رویکردی جدید و مثبت با دوستان سابق خود روبه‌رو شود.

💡 دولت پس از بررسی گزارش‌ها، برخی از سیاست‌های ناکارآمد گذشته را پس پشت انداخته و برنامه‌های جدیدی را برای اصلاحات آغاز کرد.

💡 نباید مسائل گذشته را که دیگر راه حلی ندارند، پس پشت انداخته و به جای آن بر روی آینده تمرکز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران