پراکنده روزی

لغت نامه دهخدا

پراکنده روزی. [ پ َ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) تهیدست. مُقل:
خداوند روزی بحق مشتغل
پراکنده روزی پراکنده دل.سعدی.

فرهنگ عمید

کم روزی، تهیدست، بینوا: خداوند مِکنت به حق مشتغِل / پراکنده روزی پراکنده دل (سعدی: ۱۶۳ ).

فرهنگ فارسی

تهیدست

جمله سازی با پراکنده روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی که نهالِ عمر من کنده ‌شود، و اجزام ز یک‌دگر پراکنده شود؛

💡 سیرم زحیات محنت آکنده ی خویش زین روزی ریزه ی پراکنده ی خویش

💡 چو حال خویش پراکنده خورده ام روزی اگر چه هستم مجموع با زر آفاق

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز