در هم سرشتن
مترادفها
آمیختن، مخلوط کردن، ترکیب کردن
متضادها
جدا کردن، تفکیک کردن
لغت نامه دهخدا
درهم سرشتن. [ دَ هََ س ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) آغشته کردن. مخلوط کردن. ممزوج ساختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آغشته کردن مخلوط کردن.
جمله سازی با در هم سرشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو خود دانی سخن در هم سرشتن به نامه هر چه به باید نبشتن