فرهنگ معین
( ~. چَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) پینه زدن. ۲ - (عا. ) تهمت زدن.
( ~. چَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) پینه زدن. ۲ - (عا. ) تهمت زدن.
(مصدر )۱- محلق کردن وصله بچیزی پینه زدن. ۲- متهم ساختن: (( رفتار شما طوری است که کسی نمیتواند وصله ای بشما بچسباند. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مـى دانـيـم آنها به چه انگيزهاى به سخنان تو گوش فرا مى دهند، براى درك حق، نه،بـلكـه بـراى اسـتـهزاء و وصله چسباندن و توجيهات انحرافى و سرانجام گمراه شدن وگمراه كردن ديگران.