وصله چسباندن
مترادفها
وصل کردن، چسباندن، پیوند دادن
متضادها
جدا کردن
فرهنگ معین
( ~. چَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) پینه زدن. ۲ - (عا. ) تهمت زدن.
فرهنگ فارسی
(مصدر )۱- محلق کردن وصله بچیزی پینه زدن. ۲- متهم ساختن: (( رفتار شما طوری است که کسی نمیتواند وصله ای بشما بچسباند. ) )
جمله سازی با وصله چسباندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مـى دانـيـم آنها به چه انگيزهاى به سخنان تو گوش فرا مى دهند، براى درك حق، نه،بـلكـه بـراى اسـتـهزاء و وصله چسباندن و توجيهات انحرافى و سرانجام گمراه شدن وگمراه كردن ديگران.
💡 در مدیریت بحران، گاهی اوقات صرفاً وصله چسباندن به مشکلات موجود بدون ریشهیابی علت اصلی، باعث میشود که بحران در آینده با شدتی بیشتر دوباره تکرار شود.
💡 تعمیرکار سعی داشت با روشهای قدیمی و وصله چسباندن قطعات شکسته، وسیله را به کار بیندازد، اما متوجه شد که جایگزینی قطعه جدید تنها راه حل قطعی است.
💡 سیاستگذاران نباید به جای حل مسائل بنیادین اقتصادی، تنها به وصله چسباندن موقت برخی از مشکلات جامعه بسنده کنند، زیرا این کار پایداری کشور را تهدید میکند.