فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) جدا کردن.
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) جدا کردن.
(مصدر ) ۱- فیصل دادن بپایان رساندن. ۲- یکطرفی کردن.
جدا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین سان که بود ظهورِ حقّ از همه سو باید ز چه روی روی یکسو کردن