یکسو کردن
مترادفها
یکجانبه کردن
متضادها
بیطرف کردن، متعادل کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) جدا کردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- فیصل دادن بپایان رساندن. ۲- یکطرفی کردن.
ویکی واژه
جدا کردن.
جمله سازی با یکسو کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین سان که بود ظهورِ حقّ از همه سو باید ز چه روی روی یکسو کردن