واجب اهم

این اصطلاح در فقه به معنای کاری است که از دو یا چند واجب، مصلحت بیشتری دارد و در مواقعی که انجام همه واجبات ممکن نیست، اولویت دارد. وقتی دو واجب هم‌زمان بر یک شخص وارد شود و او نتواند هر دو را انجام دهد، واجبی که اهمیت و مصلحت بیشتری دارد، واجب اهم نامیده می‌شود. به عبارت دیگر، این واجب مطلق است و واجب دیگر مشروط می‌شود به اینکه واجب اهم انجام نشود یا امکان انجام آن فراهم نشود. مثالی ساده این است: اگر دو نفر در حال غرق شدن باشند و یک نفر بتواند تنها یکی را نجات دهد، نجات مؤمن بر نجات کافر مقدم است، زیرا مصلحت نجات مؤمن بیشتر است و آن واجب اهم محسوب می‌شود. این اصل در واقع نشان‌دهنده تصمیم درست در شرایط دشوار و تزاحم بین وظایف است و کمک می‌کند مکلف، کار مهم‌تر و مؤثرتر را انجام دهد. این قاعده به فقیه یا فرد مکلف اجازه می‌دهد که با عقل و تشخیص درست، اولویت‌ها را رعایت کند و خسارت یا ضرر بزرگ‌تر پیش نیاید. با این نگاه، واجب اهم همیشه بر واجبات دیگر برتری ندارد، بلکه در موقعیت‌هایی که تزاحم پیش می‌آید، اهمیتش مشخص می‌شود. بنابراین، فهم این واجب به ما کمک می‌کند که در زندگی عملی و در مسائل دینی، درست‌ترین انتخاب را داشته باشیم و مصلحت بیشتری را تأمین کنیم. این اصل در فقه، ابزار عقلانی و کاربردی برای تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده و تزاحمی است و نشان می‌دهد که دین توجه ویژه‌ای به نظم، اولویت و مصلحت واقعی انسان‌ها دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] واجب دارای مصلحت بیشتر «در باب تزاحم» را واجب اهم گویند.
واجب اهم، مقابل واجب مهم بوده و از آن در باب تزاحم در موارد ترتب بحث می شود؛ به این بیان که هرگاه دو واجب فعلی در یک زمان متوجه مکلفی گردد که وی قادر به انجام هر دو در یک زمان نیست در صورتی که مصلحت یکی بیشتر از دیگری باشد و وجوب واجبی که دارای مصلحت بیشتری است مطلق، و وجوب واجبی که دارای مصلحت کمتری است مشروط به عصیان واجب مطلق و یا بنای بر عصیان آن باشد، در این صورت، به واجبی که دارای مصلحت بیشتری است، واجب اهم گویند، مانند این که دو نفر در حال غرق شدن هستند و نجات هر دو بر مکلف واجب است، حال در صورتی که وی نتواند هر دو را نجات دهد و یکی از دو غریق مؤمن و دیگری کافر باشد، نجات مؤمن واجب اهم است.

جمله سازی با واجب اهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تمرين اين روش و ادامه اين مسلك موجب مى شود كه مزاياى هدف طلبى، در همه شووندفع و جذب انسان سالك ظهور كند، يعنى هم در ترك كارهاى خلاف و هم در پرهيز از مباحو هم در اشتغال به واجب و مستحب و هم در اهتمام به واجب اهم و ترجيح آن بر واجب مهم و مانندآن از وظايف دينى مى كوشد كه علت غائى آنها را در نظر دشاته باشد، نه منفعت وفائده آنها را.