هماهنگی کردن

مترادف‌ها

هماهنگ ساختن، هماهنگ نمودن، تنظیم کردن

متضادها

ناهماهنگی، آشوب کردن

فرهنگ معین

( هم آهنگی کردن ) ( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - متحد شدن. ۲ - برابری کردن در امری. ۳ - توافق کردن و تناسب داشتن چند صدای مختلف با هم.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- توافق کردن و تناسب داشتن چند صدای مختلف باهم. ۲ - متحد شدن توافق کردن. ۳ - برابری کردن درامری: ور گمان گاو تازی داری اینک حاضرم گر نمی تازی بمیدانم هماهنگی مکن. ( عرفی )

جمله سازی با هماهنگی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این مصوبه در هشت بخش اصلی تنظیم شده‌است که شامل اتوماسیون فعالیت اختصاصی، اتوماسیون فعالیت‌های عمومی، فراگیر کردن بهره‌گیری از شماره ملی و کد پستی، سازوکارهای هدایت و هماهنگی در اجرای مصوبه، آموزش کارکنان در زمینه فناوری اطلاعات، ایجاد امکانات و تسهیلات زیربنایی، فراهم کردن زیربنای حقوقی و محل اعتبار اجرای مصوبه است.

💡 حمله شفق قطبی برای باز کردن یک قطع کننده مدار، منتظر خارج شدن سیستم یا ژنراتور از هماهنگی و بستن مجدد قطع کننده طراحی شده است، همه اینها قبل از اینکه سیستم حفاظتی حمله را شناسایی کرده و به آن پاسخ دهد. عناصر حفاظتی سنتی ژنراتور معمولاً فعال می شوند و بسته شدن مجدد بلوک در حدود 15 چرخه. متغیرهای زیادی بر این زمان تأثیر می‌گذارند، و هر سیستمی نیاز به تجزیه و تحلیل دارد تا آسیب‌پذیری خاص آن در برابر حمله شفق قطبی مشخص شود. پس از باز شدن هدف قطع کننده، مسئله اصلی این است که ژنراتور با چه سرعتی از همزمانی سیستم فاصله می گیرد

💡 مدیر پروژه مسئولیت اصلی را بر عهده دارد تا با هماهنگی کردن فعالیت‌های مختلف تیم‌ها، از بروز تداخل در وظایف و اتلاف وقت جلوگیری به عمل آورد.

💡 برای برگزاری یک کنفرانس بین‌المللی بزرگ، نیاز به هماهنگی کردن دقیق بین بخش‌های مختلف از جمله پذیرایی، مدیریت سالن و اطلاع‌رسانی به شرکت‌کنندگان وجود دارد.

💡 هماهنگی کردن بین برنامه‌های آموزشی و نیازهای واقعی بازار کار، یکی از چالش‌های اصلی سیستم‌های آموزشی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران