برابری کردن
مترادفها
مساوی شدن، برابر شدن
متضادها
متمایز کردن، تفاوت قائل شدن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص ل. ) ۱ - مطابقت داشتن. ۲ - مقابله کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- برابربودن تقابل. ۲- هموزنی داشتن همسنگی داشتن. ۳- همدوشی داشتن همردیف بودن. ۴- مطابقه داشتن. ۵- مقاومت کردن.
ویکی واژه
مطابقت داشتن.
مقابله کردن.
جمله سازی با برابری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهان نیاردبا او برابری کردن که ره نبرد با اسب تیزتک خرلنگ
💡 در مسابقات قهرمانی جهان، بیندا سه بار در سالهای ۱۹۲۷، ۱۹۳۰ و ۱۹۳۲ قهرمان مسابقهٔ جاده شد و رکورد تازهای را ثبت کرد. در سالهای بعد، سه رکابزن با این رکورد برابری کردند؛ ولی تاکنون کسی آن را نشکستهاست. همچنین یک بار در سال ۱۹۲۹ مقام سوم این مسابقات را به دست آورد. بیندا در دوران فعالیت حرفهای خود برندهٔ بیش از ۱۲۰ مسابقه شد که از جملهٔ آنها ۴ قهرمانی در مسابقات قهرمانی ایتالیا بود.
💡 عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن به این دهن به لب او برابری کردن
💡 تلاش برای برابری کردن فرصتهای آموزشی میان دانشآموزان مناطق محروم و مناطق مرفه، یکی از اصلیترین وظایف دولتهای مدرن و عدالتخواه محسوب میشود.
💡 در محاسبات ریاضی پیچیده، برابری کردن دو طرف معادله با دقت بسیار بالا، کلید اصلی رسیدن به پاسخ صحیح و نهایی در حل مسئله است.
💡 سیاستهای اجتماعی جدید سعی دارند با برابری کردن حقوق مدنی، شکافهای موجود در جامعه را به حداقل رسانده و آرامش را برقرار کنند.