لغت نامه دهخدا
هم نشانی. [هََ ن ِ ] ( حامص مرکب ) شباهت و هماهنگی:
بر هر دو طرف ز هم نشانی
افتاده نشان مهربانی.نظامی.من جنس توام به هم نشانی
یکتا کنم از دوآشیانی.نظامی.
هم نشانی. [هََ ن ِ ] ( حامص مرکب ) شباهت و هماهنگی:
بر هر دو طرف ز هم نشانی
افتاده نشان مهربانی.نظامی.من جنس توام به هم نشانی
یکتا کنم از دوآشیانی.نظامی.
شباهت و هماهنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار تمدنی ایلامیان که در انشان و در شوش یافته شده نشانی از تمدن شهری بزرگی در آن دوران بوده است. تمدن ایلامیان از راه دریایی و بلوچستان با تمدن پیرامون رود سند در هند و از راه شوش با تمدن سومر مربوط میشده است.
💡 کجا یابم از آن گوهر نشانی که بی یادش نمی بودم زمانی
💡 مقالات هوشمند همچنین در کتاب ایدئولوژی، ضرورت یا پرهیز نشانی از علایق وی نسبت به نواندیشان دینی در ایران از جمله جامعهشناس و نواندیش دینی علی شریعتی است.
💡 بسیاری از پژوهندگان، داستان استر را برگرفته از افسانههای آشوری میدانند. این داستان تنها در بنمایههای یهودی آمده است و نشانی از آن در گفته تاریخنگاران یونانی و نشانههای به جا مانده از هخامنشیان نیست.
💡 تا قیامت فخر من باشد که اندر بزم خویش در بر تختم نشانی و بدر خوانی مرا
💡 ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست ز حسن و عشق حدیثی و داستانی هست