هم فرمانی

مترادف‌ها

فرماندهی مشترک

متضادها

نافرمانی، سرپیچی

فرهنگستان زبان و ادب

{power-sharing} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مشارکت در تشکیل دولت بر پایۀ ائتلاف میان دو یا چند حزب متـ. مشارکت در قدرت

جمله سازی با هم فرمانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از بهبود شرایط بخش عملیات‌های فرماندهی عالی نیروی زمینی آلمان روز ۱۲ فوریه فرمانی در ارتباط با چگونگی پیشبرد عملیات‌ها پس از پایان زمستان صادر کرد.

💡 من هیچ فرمانی دربارهٔ یهودیان صادر نکردم، مگر آنکه آن‌ها باید از روی زمین محو شوند.

💡 چه‌افریدون‌و چه‌ایرج چه‌مینوچهر و چه نوذر چه زاب دو ذراع آن شهره در فرخنده فرمانی

💡 در تاریخ ۷ فوریه سال ۲۰۰۵، رئیس‌جمهور آذربایجان فرمانی در مورد تغییر بهای پولی و مقیاس ارزها در جمهوری آذربایجان صادر کرد. بر اساس این فرمان، از ۱ ژانویه سال ۲۰۰۶، انتشار اسکناس‌های نسل جدید آغاز شد.

💡 برای جلوگیری از هرگونه آشفتگی در سازمان، وجود هم فرمانی میان مدیران ارشد و کارمندان در تمامی سطوح اجرایی بسیار حیاتی است.

💡 در سیستم‌های مدیریت دولتی، هم فرمانی بین وزارتخانه‌های مختلف می‌تواند باعث تسریع در اجرای پروژه‌های زیربنایی و کاهش هزینه‌های اضافی شود.

💡 عدم رعایت اصول هم فرمانی در تیم‌های ورزشی باعث می‌شود که بازیکنان با هماهنگی لازم در زمین بازی نکنند و شکست بخورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران