نگار بندی

لغت نامه دهخدا

نگاربندی. [ ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نقشبندی. صورتگری. نقاشی:
تا پیشه او شد نگاربندی
وهم و خِرَد و جان نگار دارد.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

نقشبندی. صورتگری. نقاشی.

جمله سازی با نگار بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از رشک نقش بندی کلک مصوّرت افکنده خامه نقش نگاران فاکره

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز