نوبه زدن

لغت نامه دهخدا

نوبه زدن. [ ن َ / نُو ب َ / ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نوبت زدن. رجوع به نوبت زدن شود:
زیبد فلک البروج کوست
کز نوبه زدن نوان ببینم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) طبل نوبت نواختن نقارهزدن: زیبد فلک البروج که کوست کز نوبه زدن نوان ببینم. ( خاقانی.سج.۲۶۹ )

جمله سازی با نوبه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امپراتریس وو ژونگ زونگ را به نفع پسر کوچکش لی دان (بعداً امپراتور رویزونگ) که یک دست نشاند کامل بود کنار گذاشت و بعد از کنار زدن ژونگ زونگ امپراتریس بیوه وو از همه خواست که اعلام وفاداری نسبت به او را کنند و همین اتفاق افتاد همه در جلسه شورا این شعار را دادند:"تا زمانی که شما زنده هستید هیچ حاکمی پذیرفته نیست و حکم شما در همه سرزمین یگانه هست و زندگی ما و فرزندانمان به هیچ وجه ارزشمندتر از شما نیست"، امپراتور رویزونگ که در طول زندگی خود بعد از سوگند به نام مادرش امپراتریس بیوه وو هیچ اختیاری از خود نداشت بعد از چند سال به نوبه خود تخت را به مادرش واگذار کرد و امپراتریس بیوه وو به عنوان امپراتور بر تخت نشست و رسماً خود را امپراتریس فرمانروا در سلسله جدید ژو نامید و شروع به حکومت مستقل کرد.

💡 صدرا و پیروان او معتقدند که جهان یکپارچه حرکت است و ثبات وجود ندارد. در جهان یک کل وجود دارد و آن جریان علت و معلول است. یک شیء، شیء نیست؛ جریان است. این تضاد است که از حرکت ناشی شده و نه حرکت از تضاد. پس تضاد نمی‌تواند علت حرکت باشد. زیرا جوانه زدن یک ضد درون ضد دیگر، خود نوعی حرکت است و بنابراین قانون حرکت شامل او نیز می‌شود. تضاد معلول حرکت است و به نوبه خود علت حرکت هاست، اما فقط به عنوان محرک. به همین دلیل، باید به جستجوی محرک برخاست و این محرک همان خداوند است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز