لغت نامه دهخدا
نفت گیری. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نفت گرفتن.نفت در مخزن ریختن. مخزن کشتی را پر از نفت کردن.
- نفت گیری کردن چراغ را؛ نفت در مخزن چراغ ریختن.
نفت گیری. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نفت گرفتن.نفت در مخزن ریختن. مخزن کشتی را پر از نفت کردن.
- نفت گیری کردن چراغ را؛ نفت در مخزن چراغ ریختن.
نفت گرفتن ٠ نفت در مخزن ریختن ٠ مخزن کشتی را پر از نفت کردن ٠
💡 زمینشناسی نفت از شاخههای زمینشناسی است، که هدف آن ارائه خدمات اکتشافی به بخش بالادستی صنعت نفت میباشد. زمینشناسی نفت دانشی است که با تاریخچه و ساختار زمین و مراحل حیات آن سروکار دارد و از آن برای پیشبینی محل قرار گیری تلههای نفتگیر استفاده میشود. زمینشناسان نفت با استفاده از دانش و تکنیکهای زمینشناسی، تاریخ زمینشناسی یک منطقه را مشخص کرده و نیز سازندهای دارای پتانسیل تشکیل مخازن نفتی را تعیین مینمایند. یکی دیگر از کارهای زمین شناسان این است که معین کنند چه تولیدی از مواد نفتی میتواند صرفه اقتصادی داشته باشد.
💡 نفت خام دارای مقدار کمی آب و گاز طبیعی است که وقتی در مخازن جمعآوری میشود به سه فاز تقسیم میشود. فاز گاز به دلیل چگالی کم نسبت به بقیه فازها، بالا قرار گرفته و فاز آب به دلیل چگالی بیشتر نسبت به بقیه فازها، پایین قرار میگیرد و فاز نفت بین دو گاز و آب قرار میگیرد. قرار گیری مایعات نسبت به یکدیگر را میتوان با استفاده از چگالی و همچنین چگالی نسبی تشخیص داد.