نشانی دادن

لغت نامه دهخدا

نشانی دادن. [ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) سراغ دادن. ( یادداشت مؤلف ). راه نمودن. دلالت کردن. آدرس دادن. علامت دادن:
نشانی دهیدم سوی کیقباد
کسی کز شما دارد او را بیاد.فردوسی.دادمت نشانی به سوی خانه حکمت
سرّ است نهان دارش از مرد سبکسار.ناصرخسرو ( دیوان چ دانشگاه ص 380 ).هرگاه که اندر بیماری هاءِ سینه نفث پخته بیکبار بسیار برآیدبر دو حال نیک نشانی دهد یکی ریختگی ماده دوم بر آنکه قوه قوی است. ( ذخیره خوارزمشاهی ):
تیغ جانخواه تو عزرائیل را گوید به جنگ
کای اخی جائی نشانی ده مرا جان دگر.سوزنی.شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیائی لطف توام نشانی داد.حافظ. || توصیف کردن. ( یادداشت مؤلف ). وصف. صفت. ( ترجمان قرآن ):
روز شدن را نشان دهند به خورشید
باز مر او را به تو دهند نشانی.رودکی.نشانی از کف زر بار او دهد به خزان
چو برگ ریز شود بر زمین شجر ز هوا.سوزنی. || نشان دادن:
چنین شهریار و چنین شاهزاده
که دید و که داده ست هرگز نشانی.فرخی.نه چون او ملک خلق دیده به گیتی
نه چون او سخی خلق داده نشانی.فرخی.

فرهنگ فارسی

سراغ دادن. راه نمودن. دلالت کردن. آدرس دادن. علامت دادن. یا توصیف کردن.

جمله سازی با نشانی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همین راستا مراکز متمرکز خرید صنایع دستی ایران و لوکس‌فروشی‌ها در خیابان ویلا و داخل خیابان طالقانی شکل گرفتند که به اهمیت حضور تجار ایرانی و خارجی در این خیابان تأکید داشت و نشانی از حمایت بازرگانان ایرانی از صنایع دستی در هدیه دادن کالاهای ایرانی داشته و دارد. حالا فروشگاه‌های صنایع دستی در خیابان ویلا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شدند.

💡 در خیال من نیامد در یقینم هم نبود نی نشانی کی صواب آید ازو دادن نشان

💡 تصوف نیست آن کزوی نشانی توان دادن به تعریف و بیانی

💡 ز چیزی چون توان دادن نشانی که پیدا نیست اندر وی اشارات

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز