لغت نامه دهخدا
نزدیکی ها. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) همسایگی ها. || زودی ها. پس از چند هنگام. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نزدیک ها و نزدیک شود.
نزدیکی ها. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) همسایگی ها. || زودی ها. پس از چند هنگام. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نزدیک ها و نزدیک شود.
همسایگی ها یا زودی ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کوه در ۱ تا ۲ کیلومتری جنوب روستای بیت جن است و قله اشبه ۱۰۴۷ متر میرسد. در نزدیکی کوه ضریح بهاء الدین قرار دارد که برای دروزیها مقدس است.
💡 اکرانوپلانها در مقایسه با هواپیماهایی که در ارتفاع پایین پرواز میکنند سوخت کمتری مصرف میکنند، چرا که پرواز در نزدیکی سطح آب باعث کاهش نیروی پسار ایجاد شده توسط نیروی برا میگردد. همچنین سرعت اکرانوپلان از کشتیهایی که دارای توان مشابه هستند بیشتر است.
💡 ایستگاه مترو فردوسی، یکی از ایستگاههای مترو تهران است که در نزدیکی میدان فردوسی تهران واقع شدهاست. این ایستگاه در خط چهار مترو تهران واقع شدهاست.
💡 گلستان می کند نزدیکی معشوق زندان را به ذوق گنج، قارون زیر خاک آرام می گیرد
💡 جهان در عالم بیگانگی شد آشنای من سراب آیینهام گل میکند نزدیکی از دورم
💡 جویم به تو نزدیکی در حضرت و در غیبت جویی تو ز من دوری در مستی و هشیاری