لاابالی وار
مترادفها
بیخیال، بیتفاوت، بیپروا
متضادها
حساس، مبالی، دلسوز
لغت نامه دهخدا
لاابالی وار. [ اُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی باکانه.
فرهنگ فارسی
بی باکانه
جمله سازی با لاابالی وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عاشق و رند و لاابالی وار ازجهانی رسیده ام که مپرس
💡 این چنین مست و لاابالی وار از خرابات عشق می آئیم
💡 چنان که مذکور شد مرتبه صبر بر بلایا و محن از مراتب رفیعه و درجات منیعه است و صبر منزلی است از منازل دین، و مقامی است از مقامات موحدین و به واسطه آن، بنده در سلک مقربان بارگاه احدیت داخل، و به جوار حضرت احدیت واصل می گردد و تا کسی صبر را شعار خود نسازد به مراتب ارجمند فایز نگردد و تا آدمی جرعه بلا را لاابالی وار سر نکشد قطره ای از جام محبت نچشد.
💡 چو خون عقل خورد باده لاابالی وار دهان گشاید و اسرار کبریا گوید
💡 عاشق و مست و لاابالی وار در پی دوست در به در گشتیم
💡 سهیل اگر چه کند سیر لاابالی وار به هر طرف که رود چشم بر یمن دارد
💡 او با رفتاری بسیار لاابالی وار، بدون توجه به هشدارهای مکرر دیگران، به مسیر پرخطر خود در میان جادههای بسیار ناامن ادامه داد.
💡 برخورد لاابالی وار او با قوانین رانندگی باعث شد که هم خودش و هم سایر کاربران جاده را در معرض خطر جدی قرار دهد.
💡 برخی افراد در مواجهه با بحرانهای بزرگ، به جای تلاش برای حل مشکل، رفتاری لاابالی وار از خود نشان میدهند که بسیار ناامیدکننده است.