بی مالک
مترادفها
بیصاحب
متضادها
مالک، صاحب
لغت نامه دهخدا
بی مالک. [ ل ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مالک ) بی صاحب. ( ناظم الاطباء ). بی خداوند.
فرهنگ فارسی
بی صاحب. بی خداوند.
جمله سازی با بی مالک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای چراغ دل نمیدانی که اندر وصل و هجر دوزخ بی مالک و فردوس بی رضوان تراست
💡 آن خانه قدیمی و متروکه در انتهای کوچه، سالهاست که بی مالک مانده و حالا به لانه پرندگان و حیوانات کوچک تبدیل شده است.
💡 برخورد با اشیاء بی مالک در مکانهای عمومی نیازمند رعایت قوانین مشخص است تا از سوءاستفاده از آنها جلوگیری به عمل آید.
💡 اگر خودروی بی مالک در خیابان رها شده باشد، پلیس موظف است اقدامات لازم را برای شناسایی صاحب آن یا جابجاییاش انجام دهد.