بی غایله

لغت نامه دهخدا

بی غایله. [ غا ی ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + غایله )بی مخمصه. بی دردسر. بی غائله. رجوع به بی غائله شود.

فرهنگ فارسی

بی مخمصه. بی دردسر. بی غائله.

جمله سازی با بی غایله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخت کجا کشم کزین غایله خیز منزلم بار فراق دوستان بسکه نشسته بردلم

💡 کار خدا و خلق چو با هم قیاس شد انکار صدق غایله ی کربلا کنند

💡 آسوده ز غم جوئی اگر شاه و گدا را وز شهر برون غایله رنج و با را

💡 رنجی زقضا گر نهدت بر سر جان پی یا غایله نامه ای آرام کند طی

💡 افعی زلف تو چون حلقه زند بر سردوش یادم از غایله دولت ضحاک آید

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
حیاط یعنی چه؟
حیاط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز