لغت نامه دهخدا
نافه زدن. [ ف َ / ف ِزَ دَ ] ( مص مرکب ) ناف زدن. ناف بریدن:
قابله بهر مصلحت بر طفل
وقت نافه زدن نبخشاید.خاقانی.
نافه زدن. [ ف َ / ف ِزَ دَ ] ( مص مرکب ) ناف زدن. ناف بریدن:
قابله بهر مصلحت بر طفل
وقت نافه زدن نبخشاید.خاقانی.
( مصدر ) ناف زدن ناف بریدن: قابله بهر مصلحت بر طفل وقت نافه زدن نبخشاید. ( خاقانی لغ. )
ناف زدن. ناف بریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نافه از خون خوردن پنهان شود مشکین نفس باده زیر خرقه پشمینه می باید زدن