لغت نامه دهخدا
ناکوفته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوبیده:
خرمنی بودی به دشت افراشته
مهمل و ناکوفته بگذاشته.مولوی.
ناکوفته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوبیده:
خرمنی بودی به دشت افراشته
مهمل و ناکوفته بگذاشته.مولوی.
کوبیده نا شده. نا کوبیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد را کرد گردن و سر و پشت کوفته سر به سر به کاج و به مشت
💡 گفته شدهاست که ساندویچ کوفته قلقلی در حدود اوایل قرن بیستم در ایالات متحده اختراع شد.
💡 اگر تمایل دارید میان کوفتهها تخم مرغ قرار دهید در این مرحله به تعداد کافی تخم مرغ هم آبپز کنید.
💡 جان عاشق لامکان و این بدن سایه الست آفتاب جان به رقص و این بدن پا کوفته
💡 دلهای خاص و عام به فر تو شد درست زان پس که بود کوفته دلهای خاص و عام
💡 پس از اینکه کوفتهها آماده شدند آنها را در ظرف مورد نظر بچینید و سس باقیمانده را روی کوفتهها بریزید..