مقدمه واجب
متضادها
مقدمه ممکن
دانشنامه آزاد فارسی
مقدّمۀ واجب
در اصول فقه، هرگاه دستوری بر انجام دادنکاری صادر شود و اجرای آن دستور متوقّف بر امری باشد، به آن امر «مقدمه» و به امری که تحقّق آن موکول به تحقّق مقدمه باشد «ذی المقدمه» گویند. بنابراین اگر ذی المقدمه واجب باشد، در اصطلاح اصولیان به مقدمۀ آن «مقدمۀ واجب» گویند. مانند وضو نسبت به نماز. در این مثال، وضو مقدمۀ واجب (نماز) است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مقدمه واجب، بحث از وجوب یا عدم وجوب شرعی مقدمه امر واجب می باشد.
مراد از مقدمه واجب، ثبوت ملازمه شرعی بین حکم واجب و مقدمه آن است؛ به این بیان که در ملازمه عقلی میان وجوب شیء و مقدمه آن تردیدی نیست؛
← مثال
در این باره دیدگاه های متفاوتی وجود دارد؛ برخی، ملازمه را نپذیرفته و برخی پذیرفته اند. گروه دوم نیز در موارد زیر با هم اختلاف دارند:
← در مورد اطلاق و اشتراط وجوب مقدمه
در این که این مسئله، فقهی است یا اصولی و یا کلامی، و این که از مباحث الفاظ است یا از مباحث عقلی، اختلاف وجود دارد.
جمله سازی با مقدمه واجب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقدمه چهارم اينكه ما مى بينيم يك فرد انسان در هستى و بقائش محتاج به اين است كهكمالاتى و منافعى را دارا باشد و بر خود واجب ميداند آن منافع را بسوى خود جلب نموده، ضميمه نفس خود كند.
💡 حدود نود سال پس از تحریر نزهتنامه علایی، ابوبکر مطهر جمالی یزدی در مقدمه کتاب خود فرخنامه مینویسد: «برخود واجب کردم که به موجب آن کتابی سازم نام آن فرخنامه جمالی از کتب متفرق که از این انواع باشد و هر آنچه در نزهتنامه باشد الیماشاالله.»