معمور شدن

لغت نامه دهخدا

معمور شدن. [ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آباد شدن. آبادان گشتن: چنان معمور شد که چشم از تصاویر... آن سیر نگشتی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 439 ).
طرب سرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد.حافظ.|| رفیع شدن. عالی شدن. رونق یافتن: حال هر دو شار در خلوص اعتقاد به اشباعی تمام انها کردم به موقع قبول افتاد و مکان ایشان معمور شد و متوقعات ایشان از حضرت به ایجاب مقرون گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 340 ). رسته امرمعروف معمور شده و متاع عفت و صلاح مرغوب گشته. ( المعجم ص 12 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آباد گردیدن ( رسته امر معروف معمور شده و متاع عفت و صلاح مرغوب گشته...] ( المعجم. مد. چا. دانشگاه. ۱۲ )
آباد شدن آباد گشتن

جمله سازی با معمور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «حینی که به هند بودم، از بیدل خیلی جستجو نمودم، ولی، معلوم شد که مردم هند کنون بیدل را فراموش کرده‌اند. (مظهر) و (ظهوری) نزد ایشان بارها بلندتر است از بیدل. قبر بیدل هم پیدا نشد، و من به درجهٔ اخیر به حیث یک جنرال قونسل افغانی که نزد اهل هند محترم است خیلی کوشیدم. در پایان کوشش خود به این فکر آمدم که بقایای او را به کابل آورده‌اند، و من درین‌باره با استاد سیدمحمدداود الحسینی همنوا هستم. اسناد استاد موصوف خوب قوی است، و علاوه بر آن، گم شدن و ناپدید شدن ناگهانی قبر در زمانی که در آن محیط بزرگ‌ترین شاعر و صوفی و ادیب محسوب می‌شد، هیچ معنی ندارد به‌جز این‌که جثهٔ او را از خانه‌اش (که طبعاً قبر در خانه معنی دیگری ندارد به‌جز این‌که موقت باشد) رسماً به وطنش و باز به جایی که در قریهٔ (خواجه رواش) به‌نام محلهٔ چغتایی‌ها، یعنی اقوام بیدل، معمور و معروف بوده‌است و تا کنون مرکز صوفی‌های وحدت‌الوجودی یعنی انصاری‌های پای منار است، آورده‌اند».

💡 اى كسيكه اختيارم بدست اوست، اى داناى بر پريشانى و بينوائيم، اى آگه از بىچيزى و نداريم، پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! از تو مى خواهم بحق خودت وبذات مقدست، و به بزرگترين صفات و اسمائت، كه اوقاتم را در شب و روز بيادخودت معمور آباد گردانى، و بخدمتت پيوسته دارى، و اعمالم رامقبول درگاهت گردانى، تا اعمالم و گفتارم همه يكجهت براى تو باشد، و حالم هميشه درخدمت تو مصروف گردد، اى آقاى من اى كسيكه تكيه گاهم اوست، اى كسيكه شكايتاحوال خويش بدرگاه او برم، پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! نيرو ده بر انجامخدمتت اعضاى مرا و دلم را براى عزيمت بسويت محكم گردان، و بمن كوشش در ترس وخشيتت و مداومت در پيوستن بخدمت را عطا فرما، تا تن و جانم را در ميدانهاى پيشتازانبسويت برانم، و در زمره شتابندگان بسويت بشتابم، و در صف مشتاقان تقربت راجويم، و چون نزديك شدن مخلصان بتو نزديك گردم و چون يقين كنندگان از تو بترسم، و در جوار رحمتت با مومنان در بكجا گردآيم.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز