لغت نامه دهخدا
محمودفعال. [ م َ ف ِ ] ( ص مرکب ) پسندیده کردار. نیکوکار. نیکوکردار:
میر محمود ملک زاده محمودسیر
شاه محمود ملک فره محمودفعال.فرخی.
محمودفعال. [ م َ ف ِ ] ( ص مرکب ) پسندیده کردار. نیکوکار. نیکوکردار:
میر محمود ملک زاده محمودسیر
شاه محمود ملک فره محمودفعال.فرخی.
نیکوکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید محمود علایی طالقانی (۱۳ اسفند ۱۲۸۹ – ۱۹ شهریور ۱۳۵۸) روحانی شیعه، مفسر قرآن، نواندیش دینی و فعال سیاسی و اجتماعی اهل ایران بود. او عضو جبههٔ ملی دوم و یکی از مؤسسان نهضت آزادی ایران بود.
💡 امیرسلیمانی پس از چندی فعالیت در گروه آناهیتا، به پیشنهاد محمود دولتآبادی به استخدام اداره تئاتر درآمد. در آنجا ابتدا با رکنالدین خسروی و پس از او با خلیل موحد دیلمقانی همکاری داشت. مدتی بعد به همراه جمشید مشایخی، جعفر والی، شیراندامی، ایرج امامی و آزیتا لاچینی گروهی تشکیل دادند که تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی فعال بود.