متواری گونه

لغت نامه دهخدا

متواری گونه. [ م ُ ت َ ن َ /ن ِ / م ُ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) در حال تواری. کسی که تقریباً بحال تواری است. نهان گونه. همانند کسی که در اختفا بسر می برد. متواری وار: لشکر غور را چنان چشم زخمی افتاد و من بنده در هرات چون متواری گونه همی گشتم به سبب آنکه منسوب بودم به غور. ( چهارمقاله نظامی عروضی ص 132 ). و رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

کسی که تقریبا بحال متواری است:... لشکر غور را چنان چشم زخمی افتاد و من بنده در هرات چون متواری گونه همی گشتم بسبب آنکه منسوب بودم به غور.

جمله سازی با متواری گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بنده در هرات چون متواری گونه همی‌گشتم…» وی تاریخ این جنگ را سال ۵۴۷ هجری (۱۷۱۱ شاهنشاهی) ذکر کرده‌است. علاءالدین چون از وفاداری سربازان ترک و غز لشکر خود اطمینان کامل نداشت دستور داد تا به منظور استقامت و پایداری آن‌ها یک روز قبل از شروع جنگ، آب هریرود را به زمین‌های پشت جبهه جاری سازند.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز