مت بار

لغت نامه دهخدا

متبار. [ م ُ ت َ بارر ] ( ع ص ) نکوئی کننده با همدیگر. ( آنندراج ). با هم نیکوئی و احسان کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبار شود.

جمله سازی با مت بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جانان گفته ام ناگه نخواهد رفت جان، یارب نمی دانم چه نام است این که من هر بار می گویم

💡 نیستم اشتر ولی دارم گران باری چو اشتر بارها با من کشد تا می دد یک مشت خارم

💡 در بیشتر روزهای سال، دارای آب و هوا معتدل است و بارش باران در آنجا کم می‌باشد.

💡 این نظریه نخستین بار توسط شیمیدان آلمانی هرمان لوکس در سال ۱۹۳۹ مطرح شد و سپس توسط شیمیدان نروژی هاکون فلود در سال ۱۹۴۷ توسعه یافت.

💡 کوروساوا در این فیلم -که از آخرین آثار اوست- برای اولین بار به تنهایی فیلمنامه فیلم را نوشته‌است.

💡 و بار دوّم - ظاهراً - به او سه دينار مى دهد (البته اين پزشك نصرانى بوده است).(203)

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز