لغت نامه دهخدا
مانع داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مواجه با اشکال بودن. سد و بند بر سر راه داشتن. مجاز نبودن. اشکال داشتن: مانعی ندارد ( در تداول فارسی معاصر )؛ اشکالی ندارد. عیبی ندارد. مجاز است.
مانع داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مواجه با اشکال بودن. سد و بند بر سر راه داشتن. مجاز نبودن. اشکال داشتن: مانعی ندارد ( در تداول فارسی معاصر )؛ اشکالی ندارد. عیبی ندارد. مجاز است.
مواجه با اشکال بودن سد و بند بر سر راه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جرم گوش مادهای زرد رنگ و چرب بوده و دارای حالت چسبندگی است که برای نرم نگه داشتن و حفظ سلامت مجرای گوش خارجی ضروری میباشد. جرم گوش دارای خاصیت اسیدیته میباشد که مانع از رشد باکتری و قارچ میشود.
💡 در اين دوران تعدد زوجات متداول بوده وليكن داشتن بيش از يك زن رسمى جايز نبوده است. تعدد زنان غيررسمى در ميان پارتيان و به ويژه در خانواده سلطنتى و اشراف از زمانى متداول شده بود كه آنان به ثروت دست يافته بودند؛ زيرا پيش از اين، زندگانى صحرانشينى آنان مانع از داشتن زنان متعدد بود.