مانع داشتن

مترادف‌ها

ممانعت کردن، جلوگیری کردن، بازداشتن، سد کردن

متضادها

تسهیل کردن، هموار کردن

لغت نامه دهخدا

مانع داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مواجه با اشکال بودن. سد و بند بر سر راه داشتن. مجاز نبودن. اشکال داشتن: مانعی ندارد ( در تداول فارسی معاصر )؛ اشکالی ندارد. عیبی ندارد. مجاز است.

فرهنگ فارسی

مواجه با اشکال بودن سد و بند بر سر راه داشتن

جمله سازی با مانع داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جرم گوش ماده‌ای زرد رنگ و چرب بوده و دارای حالت چسبندگی است که برای نرم نگه داشتن و حفظ سلامت مجرای گوش خارجی ضروری می‌باشد. جرم گوش دارای خاصیت اسیدیته می‌باشد که مانع از رشد باکتری و قارچ می‌شود.

💡 در اين دوران تعدد زوجات متداول بوده وليكن داشتن بيش از يك زن رسمى جايز نبوده است. تعدد زنان غيررسمى در ميان پارتيان و به ويژه در خانواده سلطنتى و اشراف از زمانى متداول شده بود كه آنان به ثروت دست يافته بودند؛ زيرا پيش از اين، زندگانى صحرانشينى آنان مانع از داشتن زنان متعدد بود.

💡 او برای رسیدن به اهداف بزرگ خود، هرگز اجازه نداد که مشکلات مالی یا شرایط سخت زندگی مانع داشتن پیشرفت و موفقیت شود.

💡 اگر می‌خواهید در این مسیر دشوار حرکت کنید، نباید با مانع داشتن ترس از شکست، مسیر آینده و رشد فردی خود را مسدود کنید.

💡 بسیاری از افراد به دلیل مانع داشتن پیش‌فرض‌های ذهنی، هرگز نمی‌توانند از پتانسیل‌های واقعی و توانایی‌های نهفته خود استفاده کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران